بارانی خبر – تیتر این یادداشت را در زمان مرگ انسان‌ها به‌کار می‌برند اما نگارنده مطلب بر این باور است که چند صباحی است فعالیت فرهنگی در کردستان، زنگ مرگش به صدا درآمده و برخی از سکانداران فرهنگی دیار فرهنگی کشور با ارائه آمار کاغذی دلخوش به حفظ میز ریاست هستند. در تعریف مرگ می‌توان اظهار داشت: «مرگ عبارت است از جدا شدن روح از بدن و بریده شدن علاقه آن دو از یکدیگر، وقتى بین روح و بدن ارتباط و علاقه باشد انسان حیات دارد. اما وقتى این ارتباط بریده شد و روح از بدن جدا گردید مرگ حتمى است.»

با تعاریف فوق و انتخاب تیتر آگهی مجلس تحریم، لازم است ابراز داریم که در برخی استان‌ها مطالعه به پایین‌ترین سطح موجود رسیده است. دیگر کمتر خبری از مراجعه کننده برای دریافت کتاب هست و در سالن مطالعات این دیار به‌جز سربازان پشت کنکور، خبری از ارباب رجوع نیست. محیط سالن مطالعات این دیار هنوز هم رنگ و بوی عصر انسان‌های اولیه را دارد گویی تحولات علم معماری به این دیار نیآمده است یا اینکه مسئولان امر با پیشرفت مخالف هستند. میزهای مطالعه با یادگاری‌های دهه شصت هـ.ش هنوز هم کاربرد دارد. تخصص مسئولان به حدی است که کتابخانه‌ها با سالن مطالعه‌اش را داخل کوچه پر سر و صدا ایجاد کرده‌اند بدون در نظر گرفتن سیستم سرمایشی و یا اگر هست، مسئولان روشن نمی‌کنند. این‌گونه مراجعه کننده برای فرار از گرمای هوا ناچارا پنجره را باز می‌کند تا از لطف یزدان استفاده کند و اینجا است که کیفیت فضا برای مطالعه نمایان می‌گردد.

به طور مثال کردستان دیاری است با مشکلات بسیار و قابل تأمل، دیار فرهنگی کشور هنوز افتخار نداشتن روزنامه را به دوش می‌کشد و در کارنامه رسانه‌ای مدیران فرهنگی فعلی، بالاترین اعمال ماده ۱۶ مطبوعات را سال گذشته به ثبت رسانده است. در کردستان آنچه زیاد است خبرنگار و روزنامه‌نگار است از دکترا گرفته تا پنجم ابتدایی با تخصص رسانه‌ای داریم اما اکثرا در مقابل میرزابنویس‌های مدیران قلم می‌زنند و این‌گونه مبلغ ناچیز کادوهای روز خبرنگار از طرف مدیر را گارانتی می‌کنند.

تعدا زیادی از کتابفروشی‌های دیار فرهنگی کردستان همچون سینماهای این دیار بدون مراجعه کننده هستند و کتابفروش‌ها در فکر تغییر شغل هستند؛ به نحوی که دیگر خبری از حضور تازه‌های نشر وجود ندارد. با این همه مشکلات و… هنوز مدیران بنام فرهنگی با ارائه آمارهای نجومی ابراز می‌دارند که: همه چیز آرومه؛ در استانی که قبل از اجرای مراسم فرهنگی به امور پذیرایی می‌اندیشند و همایش‌ها اختصاص می‌یابد به تجلیل از چهره‌های فرهنگی مورد تایید و یا تجلیل مدیران فلان نهاد فرهنگی از مدیران فلان نهاد دیگر و در این نان به قرض دادن نباید انتظاری به‌جز شرایط موجود داشت که قطار دیار فرهنگی بی‌حرکت درجا بزند و مدیران هم همچنان مدیریت کنند و رسانه‌ها سکوت؛ تنها راه حل حضور بر سر مزار امور فرهنگی و خواندن فاتحه است بااین مدیریت.

شورش عزیزی / روزان