در بعضی ستادها ازهم اکنون تمامی مسئولیتها واگذارگردیده و حتی تیم مدیریتهای اجرایی در تمامی سطوح بسته شده است.

 شرایط اقتصادی جامعه از یکطرف وحجم زیاد دانش آموخته بیکار از طرفی و تجربه راهیابی به قدرت از طریق ستادهای انتخاباتی مزید بر آنها ، بازارگرایش به فعالیت در ستادهای انتخاباتی را در چند روز اخیردر کشور گسترش داده است. ستادهای انتخاباتی با شعارو اهداف آرمانی، جذابیتهایی را در کنار شور ونشاط انتخاباتی ایجاد کرده اند شاید این بعد قضیه انتخابات از دیگر ابعادش نزد برخی از فعالین انتخاباتی برجسته تر باشد. نمونه هایی ازمدیرانی که از طریق ستادهای انتخاباتی گذشته به قدرت رسیده اند ، طمعهایی را بدنبال داشته که به یک بنگاه مسئولیت یابی تبدیل گشته است.
این بنگاهها همه نوع مسئولیت ازبالا تا پایین را معامله میکنند در بعضی ستادها ازهم اکنون تمامی مسئولیتها واگذارگردیده و حتی تیم مدیریتهای اجرایی در تمامی سطوح بسته شده و بعضا اعلام تکمیل ظرفیت کرده اند! و جدیدالوردها در ستادها بدنبال جا میگردند.برای خیلیها خط وجایگاه مهم نیست مهم حضور درستادی باشند که ترجیحا حکمی هم داشته باشند.بعضا اگر بتوانند از چند ستاد حکم میگیرند و اگر محدودیت داشته باشند حضور درستادها را در بین اعضای خانواده و اقربا و نزدیکان تقسیم میکنند که هرفرد یاجریانی پیروز شد واسطه ای برای استمرار حیاط سیاسی مابقی بازندگان خانواده باشد.
بر این منوال روسای ستادهای هر رده معمولا خودش را برای عالیترین جایگاه اجرایی آن منطقه از فرمانداری و استانداری تا دیگر مناصب برجسته آماده کرده است آنان امیدوارند اگر چنانچه نتوانند به کرسی مسئولیت هم دست یابند حداقل حق عزل و نصب مدیران نگون بخت در دولت آینده برای او محفوظ خواهد بود. کما اینکه این روش نابجا در چندین دوره گذشته جا افتاده و معمولا فعالین در این بنگاههای انتخاباتی در دولتهای قبل این تجربه را ثابت کرده اند. تقسیم مسئولیتهای اجرایی در ستادهایی رونق بیشتری دارد که نتیجه آن ملموس و مشهود است ودرحال حاضرخروجی آنها درمناصب قدرت مشاهده میگردند که از جذابیت خاصی برخوردار میباشند ونزدیکی به دیگر ستادها با تردید و بعضا هم ریسک میباشد که آنهم خواهان خود را دارد.
ازآسیبهای این روش آن است که برخورداری از خط سیاسی در جامعه مهمتر از داشتن تخصص کاربردی و مفید جامعه میباشد چون شرط کافی حضوردرپستهای کلیدی و دستگاههای اجرایی با دارا بودن مدارج عالی علمی مستلزم تعلق به جریانی سیاسی میباشد. این  وضعیت مدیریتی جامعه را سیاست زده و تخصص را به حاشیه میراند وبالبع مطالبات جامعه آنطور که باید از مدیران برآورده نمیشود.وبزرگترین آفت کلی جامعه فعلی تعلقات سیاسی توام با احساس میباشد که ناکارآمدی مدیریتها ومانع اصلی رشد جوامع و پویایی و توسعه همه جانبه گشته ونهایتا عقب ماندگی منطقه را بدنبال دارد.

انتهای پیام/منبع خبرگزاری کردپرس