مهندس « فرخ عبودی » در مورد روستا، مسکن روستایی و طراحی روستایی توضیحاتی ارائه داد که در ادامه می خوانید

روستا و مسکن روستایی :
روستا واژه ای است که معمولا در برابر شهر قرار می گیرد و معیارهایی نظیر جمعیت ؛ کالبد ؛ مدیریت ؛ اشتغال ؛ چشم انداز ؛ عرف و … تبیین کننده سکونتگاهی به نام روستا می شوند.
در تعاریف گذشته عموما روستا را به معنی رستنگاه و مقصود جایی می دانند که مواد گیاهی مورد نیاز انسانها در آن رویانده می شوند.
روستا نشینی در ایران سابقه ای بیش از ۹۰۰۰ سال دارد که طی سالیان متمادی شکل گرفته است.
مفاهیمی چون روابط متقابل فردی ؛ هم مکان بودن ؛ اجتماع طبیعی ؛ گروههایی با هدف مشخص ؛ نهادهایی که هسته ارتباطات مداوم و پایدار در آنها متبلور می شود ؛ همه و همه همچون رشته کشاورزی به واقعیت وسیعی که جامعه روستایی را تشکیل می دهد وابسته اند. روستا به عنوان یک مجتمع یکپارچه و همگن ؛ با چشم انداز طبیعی که ساکنان آن عمدتا به فعالیت های کشاورزی و سایر امور مرتبط با آن می پردازد ؛ مجموعه ای است شامل یک سری واحد های مسکونی ؛ مزارع ؛ اماکن ؛ جریانات اقتصادی و غیره که از پیوستکی و عملکرد یکپارچه این اجزا زنجیره زندگی روستایی شکل میگیرد‌.

طراحی روستا :
طراحی روستا مجموعه ای از پروژه ها و طرح هایی نیست که برای نواحی مختلف روستایی تهیه می شود ؛ بلکه فرآیندی پویا و آینده نگر که با توجه به اشکال تغییر ؛ سازمان دهی این اشکال را از جنبه های اکولوژیکی ؛ اقتصادی و اجتماعی مدنظر قرار می دهد تا اهدف توسعه پایدار را که همان دستیابی به حق توسعه یافتگی و زندگی شرافنمدانه است از طریق خود مردم و به وسیله آنان و با تسهیل گری بیرونی ها تحقق بخشد و زندگی روستایی را تغییر دهد یا بهبود بخشد.
بنابراین طراحی روستایی برایند نظمی متمرکز بر سازماندهی ؛ جهت دهی ؛ تسهیل گری و مدیریت رشد و توسعه سکونتگاه های انسانی است که بر استفاده کار آمد و پایدار از زمین و حفاظت از منابع با آن تاکید می ورزد.

طراحی کالبدی :
طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری و روستایی ؛ معماری و منظر سازی ؛ مهندسی فنی ؛ مهندسی ترافیک و حمل و نقل ؛ روانشناسی ؛ جامعه شناسی و اقتصاد سروکار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند.
طراحی ؛ حلقه ی پیوند دهنده ی معماری ؛ معماری منظر ؛ مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی و مخصوصا برنامه ریزی شهری و روستایی است.
بارنت معتقد است : طرح ریزی کالبدی فرآیند طراحی سکونتگاه ها بدون طراحی ساختمان ها است.
مدنی پور می گوید : طرح ریزی کالبدی یک فعالیت بین رشته ای برای شکل دهی و مدیریت محیط سکونتگاهی است که هم به فرآیند شکل دهی و هم فضاهایی که امکان شکل دهی را مورد توجه قرار می دهند.

مسکن در روستا :
خانه برای انسان مانند جسم سختی است که حلزون روی بدن خود دارد.
در مورد مسکن و خانه سازی نیز ؛ آجر ؛ سنگ و گل با یک نیروی طبیعی و مرتب بروی هم انباشته نمی شوند بلکه این خواست بشر است که آن را روی هم گذاشته است‌‌.
چرا که خانه سازی امری به خودی خود و با نیروی طبیعت پدید نمی آید بلکه باید تحقیق و جدیت کند و تمام قدرت های طبیعی را جمع و از تمام مزایای طبیعت استفاده نماید و آن را به طور صحیح استعمال نماید و با آگاهی به علوم مختلف از جمله علوم اجتماعی و بشری و فیزیکی و سایر نیروهای دیگری که در طبیعت کشف می کند و در نیزوهایی که در درست کردن حلزون به کار رفته است راه نیل به آسایش بیشتر را هموارتر کند.
علاوه به مسئله آسایش مسائل دیگری چون زیبایی و مقاومت نیز در این میان مطرح است چرا که اولین شرط حرکت و شروع کار معماری است.

فضای خانه روستایی
مهمترین خصوصیت فضای معماری که آن را از سایر حوزه های هنر متمایز می نماید ؛ جای دادن انسان در درون آن است.
نقاشی دو بعدی است ؛ مجسمه نیز با اینکه دارای سه بعد است ؛ اما انسان سه بعد آن را از بیرون مشاهده و درک می کند ؛ لیکن معماری با اینکه باید شبیه مجسمه ای بزرگ باشد ؛ اما از درون آن خالی شده تا انسان در آن زندگی و آن را تجربه نماید. از این رو معماری فقط هنر و یا تصویری از زندگی تاریخی یا در حال گذر نیست ؛ بلکه جایی است که زندگی در آن جریان دارد.
فضای مسکونی ؛ بستر فعالیت های روزمره انسان است و رابطه انسان با این فضا مدام و مستمر است و باید برای کسانی که در آن زندگی می کنند قابل فهم باشد.

زبان فضا :
هنگامی که وارد یک سکونتگاه انسانی می شویم ؛ زبان محیط با ما سخن می گوید ؛ محیط به ما می گوید که در اینجا چه انسان هایی با چه تفکراتی زندگی می کنند ؛ چه ملاک هایی برای زندگی خود دارند و آرمانها ؛ آمال و ارزشهایشان چیست و شاید از این روست که محیط جغرافیایی را طبیعت انسان زده می نامند.
کارل ساور در سال ۱۹۲۵ جغرافیا را علم مورفولوژی چشم انداز تعریف نمود.
با نگاه به چشم انداز جغرافیایی محیط و طراحی کالبدی آن نقش هزاران سال زندگی ؛ تلاش و تفکر یک جامعه را در گذر تاریخ می توان پیش چشم مجسم نمود.
بنابراین لازم است آنچه را در تفکرات و فرهنگمان در طول قرون متمادی کسب نموده ایم به صورت اثر تمدنی و قابل لمس آراسته نگاه ها نماییم.

اصول و معیار بنیادین در طراحی مسکن روستایی بر اساس ایرانی – اسلامی :
معیار های مسکن مطلوب به این محدود نمی شود که فقط سرپناه و حافظ انسان در برابر شرایط نامساعد جوی و گزند حیوانانات و احتمالا آسیب همنوعانش باشد ؛ یا قیمت کم و مناسبی داشته باشد ؛ با این که تامین آن برای هر کس مقدور باشد.
همه ی اینها لازم اند ؛ اما کافی نبوده و همه ی مسائلی نیستند که در تعریف مسکن مطلوب باید به آن توجه کرد.
یکی از نکات ضروری و بسیار مهم آن است که مسکن بایستی محل و فضای فراهم آورنده ی آرامش و آسایش و سکینه برای ساکنین خویش باشد.
مسکن نه تنها باید شرایطی را داشته باشد تا خانواده ها از نظر اقتصادی توان تهیه آن را داشته باشن ؛ بلکه باید شرایطی را داشته باشد که بتواند به عنوان محل امن و سکنی و آرامش انسان ابقای نقش کند.
مفهوم مسکن علاوه بر مکان فیزیکی مجموع محیط مسکونی را نیز در بر می گیرد که شامل کلیه خدمات و تسهیلات مورد نیاز برای به زیستن خانواده باشد.
مهمترین اصول و معیارهای بنیادین در طراحی مسکن ایرانی اسلامی عبارتند از :
– توجه به فرهنگ جامعه
– فراهم آوردن امکان زندگی ایرانی
– جامعه نگری و وحدت گرایی
– حفظ و تقویت روابط همسایگی
– حفظ و ارتقا توجه به خانواده و روابط خانوادگی
– امنیت
– هویت
– ارتباط با طبیعت و همزیستی با آن
– رعایت به عدل و توجه به عدالت اجتماعی
– زیبایی
– ارجحیت معنویت بر مادیت
– سلسله مراتب

بی توجهی به اصول معماری – ایرانی اسلامی :

معماری ایرانی اسلامی به دلیل بروز برخی از جنبه های از خود بیگانگی ؛ مورد تهاجم فرهنگی واقع شده و این موضوع سبب شده است معماری ایرانی اسلامی در ساختمان های ایرانی کمرنگ شود.
معماری خانه نقش مهمی در شکل و روابط اهل خانه دارد ؛ تاثیر و اهمیت بنا و ساخت و ساز مسکن بدین سبب است که هرچند انسان در ابتدا خالق بناست ؛ اما در ادامه این بناست که بر رفتار و فرهنگ وی و جامعه های که در آن زندگی میکند تاثیر میگذارد.
به عبارتی دیگر تناسبات فضایی مختلف بر اساس سرشت انسانی منشا تاثیراتی بر انسانها و جوامع انسانی است ؛ یعنی معماری هم فرهنگساز و هن زادهی فرهنگ است.
امروز بحث پیرامون بازشناسی هویت ایرانی اسلامی در معماری معاصر کشور در سطح وسیعی گسترش یافته است.
موضوع مسکن بزرگ ترین سهم را در این امر داراست که به نحوی تمام اقشار جامعه با آن در ارتباط اند.
احداث یک خانه پدیده ای فرهنگی محسوب شده و شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تاثیر فرهنگی است که به آن تعلق دارد.
بی توجهی یا عدم توجه کافی مسکن با رویکرد ایرانی – اسلامی باعث شده که ارزش ها و سنت های قدیمی در کالبد و سیمای مسکن زیر پا گذاشته شود ؛ و مردم نیز از حسنات و ارزش های آن بی بهره بمانند.
تنها راهکار برون رفت از این مشکل تدوین و ترویج معماری ” ایرانی – اسلامی ” است.

در پایان یادی کنیم از بیانات شریف مقام معظم رهبری :

” ما باید کاری کنیم که کالای ایرانی به عنوان یک کالای محکم ؛ مطلوب ؛ زیبا ؛ همراه با سلیقه و باوام در ذهن مصرف کننده ایرانی و غیر ایرانی باقی بماند ”

به همین خاطر تحقیقات و طرح های معماری باید بر اساس هویت کشور ما یعنی شاخص های اصیل ” ایرانی بودن – اسلامی بودن ” باشد.