مصاحبه با فرخ عبودی، نویسنده و پژوهشگر دکتری تخصصی معماری در ارتباط با کتابی که اخیرا در حوزه مهندسی معماری به چاپ رسانده است را در ادامه می خوانید

هدف از انتشار کتاب  مصالح چند منظوره و پایدار در حوزه های طراحی  و معماری چیست ؟

هدف از این کتاب افزایش آگاهی درباره ی تفاوت در بین مواد اطلاعاتی و مواد سنتی می باشد و نیز تهیه ی یک مفهوم ممکن برای کاربرد پیشرفته شان در قالب معماری و رشته های طراحی مربوطه می باشد.

توسعه و کاربرد مواد در معماری در طی زمان چگونه تکامل یافته و چگونه بر روش کار و آموزش معماری تاثیرگذاشته است ؟

توسعه های موادی مختلف و تغییر اهمیت نسبی شان در طی زمان برطبق چهار دسته ی اصلی : فلزات، پلیمرها و الاستومرها، کمپوزیت ها، سرامیک ها و شیشه ها مورد بررسی قرار  گرفته اند. مواد پیش از تاریخ تقریبا ابتدایی بوده و اینکه اولین پیشرفت و ترقی تکنولوژیکی اساسی همراه با توسعه ی ترموشیمی پایه ای در حدود ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد بوده است. این امر نخست استخراج مس و برنز و سپس آهن را امکان پذیر ساخت، از این رو برتری طولانی مدت مواد فلزی تا زمان اوج کاربردشان در دهه  ی  ۱۹۶۰ تداوم یافت. از آن پس، با فشار برای صرفه جویی های هزینه و وزن، نسبت و سرعت توسعه ی آلیاژهای فلزی جدید، پلیمرها ،کامپوزیت های پیشرفته عمدتا کاهش پیدا کرد و مصالح چند منظوره و پایدار با عملکرد بالا برتری یافتند.

آن چه که می توان استنباط کرد این است که برای طراحان، آگاهی از پارادایم های تدوین شده مهم است، اما لازم است تا به منظور نقل راه حل های بی سابقه بر دیگر موارد غلبه یابند. آموزش چنین درکی به طور فزاینده ای مشکل می باشد، چرا که نه تنها مقدار مواد بلکه کاربردهای پیشنهادی هم به طور قابل ملاحظه ای در حال افزایش می باشد. این امر اغلب منتهی به ارتباط زودرس یک ماده ی خاص با یک کاربرد خاص می گردد که دامنه ی احتمالی اش را کاهش می دهد. در گذشته، فرهنگ مواد یک جنبه ی ابتدایی و اولیه از روش و آموزش را تشکیل می داد، که به طور نزدیکی مرتبط بوده و متقابلا وابسته بودند. معماران، دانش گوناگونشان را در رساله های ساختارمند روشنی منشتر کردند که برای سازندگان و افراد مبتدی در زمینه ی آموزش، خط مشی هایی را تعیین می کردند. امروزه روش آموزش و تحقیق عمدتا به زمینه های مجزا و جداگانه ای تبدیل شده اند و مسایل مرتبط با مواد اغلب از  روش های طراحی محور جدا شده یا کنار گذاشته شده اند. پیشه هایی که در رابطه با مهارت های نظری و نیز عملی هستند، انتقال یک درک جامع از مواد می تواند به دانشجویان در جهت توسعه ی یک نگرش شهودی تر نسبت به مواد به گونه ای کمک کند تا آن ها بتوانند مجددا به المانهای ضروری طراحی تبدیل شوند.

معنا و کاربرد فعلی مواد اطلاعاتی در معماری چیست  و در آینده چگونه ممکن است تغییر کند؟

فعلا دو گرایش عمده و اصلی به هنگام اجرای مواد پویا در یک ساختار فضایی وجود دارد. گرایش اول بر روی تمرکز بر کیفیاتشان بواسطه ی تاثیرات بصری متمرکز می باشد، و آن ها را به جذابیت های ویژه و خیره کننده تبدیل می نماید. چنین کاربردهایی اغلب ناشی از یک منشا هنری است و عمدتا در موزه ها، نمایشگاه ها یا محیط های عمومی و نیز تجربه ی فضایی بازدیدکنندگان ظهور می یابد. معمولا آنها هر قابلیت خاصی را مشخص نمی کنند و اغلب موقتی بوده و متکی بر احتمال زیبایی شناختی مواد برای بیان هنری مورد نظر متکی هستند. کاربرد دوم بر روی تضاد دقیق متمرکز است، جنبه های کاربردی مواد برای بهبود یا جایگزینی سیستم های موجود، چنین سناریوهایی برای افزایش بازدهی انرژی یک ساختمان در نظر گرفته می شود که یا جایگزین المانهای مکانیکی بواسطه ی پیچیدگی کاهش یافته شان می گردد.

اکثر  فناوری های مواد جدید با مواد نسبتا سنتی همانند شیشه یا حتی بتن ترکیب می شوند تا این که به لحاظ معماری درست باشند. بعلاوه رواج مبحث عدم قابلیت به کارگیری مواد اطلاعاتی در معماری بواسطه ی محدودیت هایشان در مقیاس و اندازه، ممکن است لازم باشد تا مجددا مورد بررسی قرار گیرد. با پیش فرض ظهور و تکوین مجدد پیچیدگی پیکره ای و تزییناتی، بواسطه ی افزایش پیشرفت ها در زمینه ی طراحی دیجیتال و فناوری های تولید و ساخت، اندازه ی احتمالی مواد ممکن است یک فاکتور تعیین کننده برای قابلیت کاربرد معماری باقی نماند. بنابرین آشناسازی دانشجویان معماری با پیشرفت تکنولوژیکی و توسعه های مواد، فوق العاده مهم می باشد و می بایستی یک بخش بنیادی از آموزششان را تشکیل بدهد. با چنین دانشی در ذهن کارشناسان جوان می توان افزایشی را در پیشنهادات طراحی آتی انتظار داشت که برآن مبنا فناوری به یک بخش لاینفک به جای یک ابزاری برای تشکیل نسل تبدیل می شود، این بخاطر ایجاد جنبه های جدید یا انطباق ساختارهای موجود است.

مدل های آموزشی که بر روی واسطه های پویا، فزاینده و رفتارها متمرکز می باشند کدام هستند و چگونه تحقیق مواد پژوهشی می تواند به یک جنبه ی حیاتی از آموزش معماری بدل شود ؟

ویتروویوس در مقدمه کتابش تحت عنوان «ده کتاب» درباره ی معماری بر روی نیاز به یک آموزش متنوع معماری و وابستگی متقابل و دوسویه ی شیوه ی عملکردی و نظری تاکید می کند. هدف از رساله ی ویتروویوس کسی که علیرغم داشتن دانش گسترده می پذیرد که در هیچکدام از رشته های هنری کارشناس و خبره نیست، دقیقا این است که یک مرور و بررسی هر چیزی که دربرگیرنده ی معماری است، به اندازه ی سازندگان بلکه با همه ی دانشمندان برابر می باشد.

بنابراین فیزیکی سازی و انتزاع نظری آن بطور جداگانه ای مرتبط می باشند، همان طوری که غیرمادی همواره با مادی در ارتباط است. بهنگام کار با موادی که ویژگی هایشان به طور پویا در طی زمان در حال تغییر می باشد بنظر می رسد که نتیجه گیری از نظریه ها و سیستم های آموزشی امری منطقی و معقول می باشد، که بر تفکر از نظر رفتارها تاکید می کند. توماس فیشر به روش خلاقانه ی چارلز و ری ایمس بهنگام توضیح یک مدل فرایند محور نسبت به طراحی تاکید می کند که مسیر و یافته های مربوطه در امتداد مسیر مهمتر از نتایج واقعی می باشد. بعلاوه، او به معماران اصرار می کند تا ابنیه ها را المانهای ایزوله و مجزا و همیشه ماندگار درنظر نگیرند، بلکه به عنوان جنبه های پیوسته، متغیر و همراه با ساکنینش و رویدادهای مربوطه در نظر بگیرند. نگاشت چنین یافته هایی بر روی آموزش معماری و مخصوصا میانجی سازی مواد نوظهور به معنای تهیه ی دسترسی نامحدود و باز نسبت به اطلاعات مربوطه است و نه آموزش به دانشجویان در جهت این که چه کاری انجام دهند، بلکه آشناسازی آن ها با چارچوب پایدار و برای آموزش «نحوه» انجام کار، افزایش استقلال عمل و خود جستجوگری می باشد. با این که چنین سیستمی یقینا مستلزم مباشرت دقیق و راهنمایی در آغاز می باشد، وقتی که پایه ریزی شد و به یک حجم بحرانی رسید، به تکامل مشتق هم از نظر کیفیت و هم کمیت ادامه می دهد.

 

یک رویکرد آموزشی متمایز را چگونه می توان مورد ارزیابی قرار داد و نتایج تحقیقاتی چگونه می تواند برای مخاطبین جهانی بیشتری پخش شود ؟

موفقیت روش فوق الذکر، در مثال خاصی از شبکه ی تحقیق قابلیت مواد و مصالح، را می توان به طور ساده ای توسط تعداد و فراوانی اشتغال کاربر همانند مقدار مشاهده ی صفحات روزانه یا تعداد بازدیدکنندگان جدید در برابر بازدیدکنندگان برگشتی اندازه گیری کرد.  مهمتر از این که «چگونه» چنین نتایجی را می توان به لحاظ فنی پخش و منتشر کرد، که در این مورد کمابیش بدیهی و آشکار می باشد، سوال این که «آیا» آن ها می توانند پخش شوند و کدام چارچوب های قانونی ضروری و مناسب هستند، مهم تلقی می شود. متاسفانه بخش عمده ای از دنیایمان، شامل رشته های علمی، هنوز هم رقابت محور و بر مبنای سود می باشد. از این روی نتایج تحقیقاتی اغلب تا زمانی صدق می کند که حقوق دارایی فکری یا معنوی همانند ثبت اختراع ها، ادعا شده باشند. به طور آشکاری موضوعاتی همانند تصدی گری و اعتبار اهمیت بالایی دارند و لازم است که  بطور مناسبی بررسی شوند، با این حال آن ها اساسا کار دسته جمعی را تقلیل داده یا از آن جلوگیری می کنند، مخصوصا زمانی که هدف از آن زمینه های مشترکی است که ادراکات و ارزش هایشان احتمالا متفاوت باشد.

در جهان امروز بحث پایداری در معماری به چه شکلی پیش رفته است؟ 

در دنیای مدرن بحث پایداری یک بحث تکنولوژیکی از نظر بحث بازیافت‌شوندگی و اقلیمی است. درواقع بستگی به آن دارد که چه رویکردی در مورد پایداری داریم اما به صورت کلی معماری پایدار، معماری‌ای است که در مقابل همه اتفاقاتی که در اطرافش می‌افتد پایداری لازم را داشته باشد. یعنی اگر هم از نظر ساختاری، اکولوژیکی، اجتماعی، ماندگاری و دوام همه موارد را در بر بگیرد به آن می‌توان معماری پایدار گفت. عده‌ای معماری گذشته ما را معماری پایدار می‌دانستند که همان معماری بومی گفته می‌شود. معماری‌ای که از درون بافت، مصالح، فرم‌ها و الگوگرفتن از فضای همان منطقه شکل می‌گرفت مثل معماری‌ای که در اصفهان یا یزد در گذشته وجود داشت. بافت شهر یک بافت ارگانیک داشته که ما به آن معماری پایدار می‌گوییم. معماری با توجه به ضروریات اقلیمی و بافت و مصالح و موادی که در آن اطراف بوده به‌صورت طبیعی شکل گرفته است. اما در دنیای مدرن سعی می‌شود از نظر تکنولوژی و سیستم‌ها و مواد جدید این معماری رشد کند و شکل بگیرد؛ نه اینکه صرفا چون ما می‌خواهیم مثلا برای یزد، بنایی طراحی کنیم بیاییم و یک خانه خشتی در آنجا با همان کیفیت بسازیم، درواقع این تنها مدنظر نیست. مواد و مصالح جدید اما مفاهیم از گذشته گرفته می‌شود. به این معنی که یک خانه بتواند به شرایط مختلف محیطی پاسخ بدهد که با تکنولوژی اکنون شکل گرفته باشد. شهرک‌هایی در بلژیک ساخته شده است که از طریق انرژی آب توانسته انرژی برق، گرمایش و سرمایش داخل ساختمان را تامین کند و در حقیقت از طریق انرژی‌های طبیعی که در اطرافش وجود دارد انرژی‌های دیگر را منتقل کند. بحث پایداری در مسکن این مفهوم را پوشش می‌دهد که یک بنا خودش نیازهای خودش را تامین کند. در این صورت ما می‌گوییم که یک بنا توانسته پایداری مورد قبولی را داشته باشد.

سخن پایان …

رسالت معماری پاسخگویی به نیازهای انسان و طراحی فضاهایی برای زندگی می باشد. در عصر جدید نیازها با سرعت بیشتری تغییر می کنند و این بناها نیز باید متناسب با نیازهای جدید تغییر کنند. معماری به دنبال این است که ضمن تامین خواسته های کاربران، چنین تغییراتی را پیش بینی نماید و تا حد امکان تغییرات فیزیکی سازه ها را به حدقل برساند. در معماری دوره معاصر با توجه به تغییرات شگرف در حوزه فن آوری، نیاز به طراحی نماهای مختلف معماری با رویکردی که بتواند با شرایط هر دوره سازگار باشد بسیار جدی است.

امید است مطالب علمی و به روز این کتاب مورد توجه پژوهشگران جوان و اساتید محترم که در حوزه معماری فعالیت دارند قرار گیرد.