95

زبان آمارها، زبان آدمها / حرمت آمار را نگه داریم

در سال‌های اخیر و به مناسبت‎های مختلف اعیاد، روزهای تاریخی، سالگردها، سالروزهای تاسیس و… همواره از سوی مسئولین و در تریبون‌های جورواجور آمارهایی از عملکرد فلان دستگاه، سازمان و نهاد و به‌ویژه مسئولین آن بر زبان جاری می‌شد، مانند: « نرخ بیکاری امسال به … درصد رسید، پروژه سد فلان با بهره‎برداری … متر مکعب آب می‎تواند آب مصرفی استان‎های… راتامین کند، تورم به زیر… درصدرسید، افزایش رضایت مصرف کننده از کاهش نرخ گرانی تا…درصد رسید، میزان ساخت مسکن… میلیون واحد در دست اقدام است، اشتغالزایی برای جوانان تحصیلکرده فلان و…» این آمارها جدای از بخش وسیعی از وعده وعید‎ها و قول قرارها بوده است.


راستی‌آزمایی آماری چه از سوی نهادهای مدنی، چه موسسات خصوصی و رسانه‌ها، هیچ‎گاه اگر هم انجام می‎شد به گوش مسئولین و صاحبان ادعای آمار نمی‎رسید، یا اگر می‌رسید ره به جایی نمی‌برد. چرا فاصله ابراز راستی‎آزمایی تا گوش مسئولین هر روز بیشتر و بیشتر می‎شود؟ آقایان مسئولین–در بهترین حالت مسئولین خانم پنج درصد است- این آمارها از کدام سنجش‎گاه بیرون آمده است و داده‌های آماری را چه کسی در اختیار شما گذاشته است که نتیجه خروجی آن می‌شود که مردم با دهان هاج و واج، گویی یک علامت پرسش بزرگ در سر دارند. آقایان مسئولین لطفا و خواهشا با آمارها بازی نکنید و اگر به این قناعت تاریخی رسیده‎اید و باور دارید، حقایق را بیان کنید که بیان حقایق، روشنگر و چراغ راه حرکت‌های بعدی در هر حوزه‎ای بشود و نه سردرگمی و انحراف از مسیر را پیش بیاورد.


آمار چیست؟ و به چه کار می‌آید؟ چگونه تولید می‌شود؟ چه نسبتی با حقیقت دارد؟ چگونه می‌توان با آمار بازی کرد؟ بازی با آمار چگونه روی حقیقت لعاب می‌کشد؟ چرا در سرزمین ما روزنامه‎ها و رسانه‌ها پر می‌شود از تناقض‌های آماری که از سوی نهادهای مختلف اعلام شده‌اند؟
آمارگیری فعالیت سودمند، هدف‎دار و روش محور در حوزه علوم انسانی است و قرار است ناممکن‎ها را ممکن کند. قاعدتا تشخیص این‎که تک تک مردم در یک انتخابات فرضی به چه کسی رای خواهند داد، در هر کشوری ناممکن است. نظرستج‌ها و آمارگیرها می‌گویند، این کار ناممکن نیست. کافی‌ست یک جامعه آماری مناسب انتخاب کنید، یک نظریه جامع برگزینید، ضریب‎های ممکن را به درستی در نظر بگیرید و بعد می‎توانید کمابیش نتیجه بگیرید که این آمار را می‎توان به سراسر افراد تسری داد. آن‌ها خودشان نیز به خوبی می‎دانند که اخذ نتایج صد درصدی از نظرسنجی‎ها و آمار ناممکن است، اما معتقدند هیچ روش بهتری برای کسب اطلاع از «حقایق» موجود آن هم وقتی در میان میلیون‎ها نفر پراکنده شده، وجود ندارد.


منطق آمار یا بهتر بگوییم تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر آمار، بر پایه «استقرا» شکل گرفته است، وقتی بارها و بارها و در شرایط مختلف «مشاهده» می‎کنیم که از ترکیب سدیم و کلرید در شرایط ویژه نمک طعام تولید می‌شود، می‎توانیم نتیجه بگیریم که این ترکیب همیشه محصولی یکسان و واحد خواهد داشت. وقتی آب صد بار در صد درجه بجوشد، پس دفعه صد و یکم هم در صد درجه سانتیگراد خواهد جوشید. مطمئنا این مثال‌ها در علوم تجربی دارای صحت و سقم است. وضعیت علوم انسانی-بخوانید آمارها- نیز خود دارای نظام روشن و روش‌های واضح است. با همین منطق می‎توانیم مسئولین و دست‎اندرکاران آمارگو را کیش و مات کنیم و به آنان بگوییم، آقایان این آماری که شما از آن دم می‎زنید، چیزی جز رویاپردازی‎هایی برای دلخوشکنکی‎ ما نیست، زیرا هر لحظه ممکن است بی اعتباری‌اش ثابت شود، درست مثل همان مخاطب ارجمندی که « در راستای ایجاد تعامل بین مسئولین و رسانه‎ها» گفته بود با آمارها بازی نکنید و حقیقت را بگویید.


جهان انسانی جهان یقین‎ها نیست، دنیای تردیدها و امیدهاست. ما با قوانین اینشتین و نیوتن زندگی می‌کنیم، چون راه دیگری نداریم تا روزی برسد و با نظریه‌ای بهتر برخورد کنیم. باور کنید اگر روزی روزگاری اعتماد مردم به همین آمارهای حداقلی از بین برود، دیگر سنگ هیچ، تخته هم روی تخته بند نخواهد شد. اعتبار بخشیدن به آمارها چه از سوی مردم با شفافیت‌شان و چه از سوی دولت‌ها با صداقت‌شان وظیفه‎یی اخلاقی است. گرچه به هم خوردن تراز صداقت و شفافیت در هر کدام از کفه ترازو به راحتی می‎تواند در کفه دیگر تاثیر گذار باشد و اساسا کل بازی را به هم بزند.

محمدتوفیق مشیرپناهی